838 .
بسم الله الخلاق عمه هه یه درونم تصمیم داش برای سوگلیه کیک بپزه بفرسته مشهد ! که خب پخت و خوبم شد شکر خدا . ازونجایی که توی خونه ما ، به شدت در زمینه کیک خوری بی رحمن ، همم جینگولچه اینجا بود و چشش دیده بود و نمیشد براش نفرستم خونه ، قطعا یه قالب کیک کم بود و چی ؟ ما فر نداریم . که چی ؟ کیک و روی گاز
839 .
بسم الله المفتح الابواب ( گشاینده درهای بسته ) ایجوری باشه که یه جوری بِخِم که بِدِن یا رد کنِن ، بمانِم بیخ دلِتا ! فردا نه ، جمعه عازمِم . اضطراب إی لحظه های آخر کشنده یه ، هم مدنی که مری ، هم نمدنی که مِرسی ؟ قبول میفته ؟ مِخَنِت ؟! :( ماره بخر ارباب . ماره به مفت و مجانی و بی قیمتیِ خاک بِسّری
840 .
بسم الله المجیب الدعوات ( اجابت کننده دعاها ) بعدِ پله برقی زیرگذر ، دم ورودی سالن راه آهن ، خوش آمدگوییِ خادمای رضوی ، صف بسته ، با دسته گل و گلاب و سینی بسته های نبات ، این تصویر خیلی ساله یه حک شده روی دلمه ، تکرار هر ساله یه اتفاقِ عسل :) قسمت شیرین تقدیر ما اینجوری بوده که مجاور باشیم و نزدیک
841 .
بسم الله المؤخر ( به تأخیر اندازنده ) مثل برگشتن از یه قدمیِ رسیدن یه قدمی تحقق یه رؤیا یه قدمی تو یه قدمی کربلا مثه تموم برگشتنایی که اول یه راه دیگه ن .. شاید دور .. شاید دیر .. برمیگردی تا از نو شروع کنی + از یه قدمی کربلا ، برای بار دوم برگشتم .. دارم فک میکنم به اون باری که شما صدام کرده با
842 .
بسم الله توی فُرما برا معرّف اسم خواهرمو نوشتم . همیشه همین کارو میکنم هم همکارمه ، همم راستگو . خودمم به جاش فرمو پر کردم ! سؤالارو میخوندم و جواباشو مینوشتم . برا خودش گذاشته بودم یه قرن طول کشیده بود یکی از سؤالا از خصوصیات مثبت و منفیم پرسیده بود ، گف " مهربون ، دلسوز " . اضافه کردم " منصف " :)
843 .
بسم الله الحافظ با همه شوخ و شیطونیش پا به پای کتابخونی مامانش میشینه ، ضبط میکنه و بعدتر پشت گوشی برا مامانیش به زبون خودش ، با آواهای کشیده و خرده کلمات معنادار و بیشتر بی معنی قصه میگه :) احتمالا از پیاده روی خسته بوده ، نشستن کنار خیابون به کتاب خوندن :) .. روز جمعه ای رفته بودیم خونه شون . از
844 .
بسم الله الوافی سوگلیه رو از شیر گرفتن . خیلیم اذیت نشده / نکرده . مثلا مامانا یه چی ( هر چی ، رنگی باشه بهتره :| ) میمالن به ... به :| ... به ... به چیشون :| بعد بچه بدش میاد یا میترسه و دیگه شیر نمیخوره . بچه های کَنه طوریم هستن که همون چیه فلفلی رو هم مثه چی میخورن :| سوگلیه ولی اذیت نشده و راحت
845 .
بسم الله العَطوفصــــد قافله از پی شــد و آســوده نخوابیدسِحریست به چشمان سیاهت به گَمانم+ نظرا محفوظ میمونن :))))معلومه که عزیزنُ جااااااان
813 .
بسم الله و بالله :) احسان علیخانی میگف ( نقل به مضمون ) کسی که راه خطرناک خودکشی رو انتخاب کرده یعنی میتونسته و توانایی اینو داره ، راه حل مشکلاتشو که قطعا از خودکشی راحت تر هست و هم طی کنه مثه باز کردن سر کیسه برنج میمونه . از دو طرفِ دوختش میشه بازش کرد . اما اگه یه ذره آشنا باشی به دوخت ، راه دوخ
814 .
بسم الله پسرخاله م اینستاش یه عکس گذاشته روش نوشته Alone .. دوستش (؟) زیرش نوشته " سن کلاغ داری خب برو دربیار خودتو از تنهایی " :))) بدتر از من ، جِدنم سن کلاغ و داره .. سی و چار سااااااااااااال :)) اینجوری نیست که بعضی تنهایی ها در اومدنی نباشن . درنیان ازت .. در اصل تویی که درنمیای ازش به نظرم هم
815 .
بسم الله المکمل ( به پایان رساننده ) نوکی ( اینجوری صداش میکردیم ) بچه که بود ، تموم مدت پای سریال دراز میکشید و نگاه ش میکرد ، تموم که میشد با حسرت می گف " عــــــــــــه ! تَموئــــــــــه ، ما که ندیدیم " اون موقع میخندیدیم به بچگی کردنش ، حالا امروز که روز آخره ، با حسرت و مدام توو خودم تکرار می
816 .
بسم الله المجیب برگرد عاشق ترین همدرد آخر چگونه از خیالت بگذرم برگرد و غمگینم مکن هزار بار خواستم حذف کنم ، خط بزنم ، بتکونم ، خواستم خداحافظی کنم ، فراموش کنم ، بشکنم ، دور بریزم .. کجا میشه خاطرتو پرت کرد ، انداخت ، فرستاد که برنگرده به سر ، برنگرده به دل ، برنگرده به خیال ؟ شب ها ، ای آخرین رؤیا
805 .
بسم الله الحفیظ استادم چن باری دست خواهرم پیام فرستاده بودن که باهاشون تماس بگیرم و امروز بالاخره انجام شد . یه مقدار از هزینه شخصی خودشون سپردن بهمون برای وام دادن به شاگردونه ها .. اینکه چقدش دست کیه و اگه خدای نکرده و دور از جونشون یه روز نباشن باهاش چکار کنیم و ... دلم یه لحظه لرزیدا :( خدا عمر
806 .
بسم الله الجار المستجیرین ( پناه ده پناه آورندگان ) اهلش که نبودم ، دوستام بهم یاد داده بودن . از مدرسه که برمیگشتیم زنگ در خونه شونو می زدیم و در می رفتیم . میگفتن یه پیرزن پیرمردن تا بخوان بیان ما در رفتیم و نمی رسن بهمون . دو نفر میرفتن پشت دیوار و یکیمون زنگ میزد و میدویید پیش بقیه . منتظر میشدی
807 .
بسم الله الصبور دلم پی اون موقع س که غیرِ ما ، فقط خدا بود و بینمون هر چی بود گناه که نبود . که تو بودی و من بودم و خدا بود و حرام نگذش توو سرت ، توو جونت ، بین دستات ، بین نفسات ، توو نگاتکجا موندی ؟ کجای دنیا برمیگردی ؟ کجا سر می رسه پس این انتظار ؟ دلم تنگه از تموم فرقی که داشتی و لنگه ای که نداش...
808 .
بسم الله الخبیر می دونی ؟ فرق میکنه عشق با نیاز . نیاز که داشته باشی راه میفتی پی رفعش . شده چنگ بندازی به هر دری ، هر راهی ، هر کسی که فقط رفع شده باشه نیازت . عشق چنگ نمیدازه ولی .. وقتی بدونه ممکنه جای چنگش ، دل ، جون ، بلکم روح معشوقش و زخم بندازه یه موقعم فکردی عاشقت شدن ، یه موقعم فکردی معشو
809 .
بسم الله المهذب ( پاک کننده از عیوب ) چاپگر چن روزه خراب شده و کار همکارم سخت شده بود . حالا امروز آقای ... اومده ببینه مشکلش چیه . دستگاه و ورانداز کرد . کارتریج و درآورد و یه تیکه مچاله شده ، داد به همکارم .. " این کاغذه گیر کرده بود " ! همینجوری ریز و کوچیکه و دیده نمیشه اما میتونه از پا درت بیا
810 .
بسم الله المرغب ( راغب کننده ) یعنی باید کمین کنی حواسشون پرت باشن ! بتونی یه عکس تار هول هولکی بگیری :)) بودنت حس عجیبـــی ست که دیـــدن دارد نــاز چشــــمان قشنگ تــو کشیــــدن دارد سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری قلب من ســــــوی شما میل تپیدن دارد * * ناصر رعیت نواز سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ
811 .
بسم الله المعلم مشغول شدن با گلدون و باغچه اونم برا منی که اطلاعاتی نداشتم ، حکم آزمون و خطارو داشت . چقد کاشتم و درنیومد یا سبز شد و موندگار نبود . تازه الان یه کم دستم اومده چه گلی توی خونه و چی توی باغچه حیاط خلوت قابل کشته و موندنی . دستم اومده چقد آب بدم . بعضی گیاهارو نباید روشون آب ریخت بعضی