+324 .
بسم اللهخب چیزایی هس که اگه قبلنم میدونستم اما حالاها دیگه دارم بلند بلند میگمشونآدم گاهی نیاز داره به کمک . کمک کوچیک حتیآدم نیاز داره به حمایت . حمایت از دور حتیآدم نیاز داره به تشویق . تشویق در حد لبخند حتیآدم نیاز داره به مشورت . مشورت بینتیجه حتیآدم نیاز داره به ...خیلی چیزاو ما تا کی یاد نداری...
+325 .
بسم اللهچقد میتونی بیخیال بدی ، زشتی ، خیانت ، قضاوت و هر رفتار زشت دیگهای که در حقت شده بشی ؟من ؟ فکرده بودم بیتفاوتم .. " خب حالا اینجوریه دیگه . من نیستم و مهمم نیست که داره چیکار میکنه "اگه اینجوری بود ، خوب بود .. تأثیری نمیگرفتی از رفتارای ناپسند و غلط و راه خودتو میرفتی . راه خودمو رفتم اما ....
+298 .
بسم اللهاز دست دادن چقد میتونه سخت باشه ؟ همونقد که سالها درگیرم کرد و سوزوند و خاکستر کرد و دردش تیزیِ آهنیای شد که یه سرش توی جیگرم بود و سر لُختش بین ریههام جورید و خراش داد و یادآورِ " بدتر از
+299 .
بسم الله ترکیب ماست چکیده و خرمای تازه لای نون لواش و امتحان کردی ؟ امتحانش به لذتی که ازش میبری میارزه :) .. قصد داشتم از « بحران زدگی » بنویسم . احتمالا هم ازین حالِ بعد رد کردن نیمه دوم دهه چه
+300 .
بسم اللهاگه به دوباره و از نو ساختن فک میکنی .. اگه مطمئنی از خراب بودن چیزی و نیاز به ساختن مجددُ حس کردی .. جای درنگ نیس .. چِش بهم میزنی و یهجوری از کف و دست رفته که برگشتن و برگردوندن و دوباره
+301 .
بسم الله می تونم برات بگم دقیقا چه اتفاقی میفته . قصد ، نبود . بد جنس نبودم . گذشته بود از جلوم . در حد یه فکر که از سرت بگذره .. « فلان کارو دیگه انجام نمیدم » شبتر توی خواب ، تصمیمم و اجرا کرده
+302 .
بسم اللهممکنه بدترینهای خودشونو رو کنن .. بدترینِ غیرقابلِ تصورِ غیرقابلِ باورِ غیرقابلِ گنجیدن توی حرف و کلمه و کلام . تو ولی لطفا بهترین خودت باش .. همون موقع که « بهترین » از شدت مهجوریتِ خودش و ص
+273 .
بسم اللهداشت از این مریضیه میگف و خدا کنه تموم شه . از حالِ مردمِ حقوقنگیر گفتم و خدا رحم کنه بهشون توی این سختی معیشت . حرفم تموم نشده بود که جواب شنیدم " اون که دولت گفته کمکشون میکنه .. اون چیزی
+274 .
بسم اللهلازم بود بگردم دنبال عکسایی و بعد از پوشهها رسیدم به آرشیو اونجا و اینجا . تنها یه حس دارم الان و اون اینکه " چیزی درونم نیاز به ترمیم داره "این اعتراف ، زیادی سنگینه . تا بیخ گلوم اومده و قصد رفتنم نمیبینم دَرِش
+275 .
بسم اللهتکنولوژی و سرعتبخشیدنش به انجام کارا هنوزم برام حیرتانگیزه . ذوق میکنم و از ته دل خدارو بابتش شُکر . پریروز بهم کمک کرد ، توی زمان کوتاهی یه فایل صوتیرو آنلاین به دو قسمت تقسیم کنم . قبلش
+276 .
بسم اللهرنج ممکنه وَر دیگهای از وجود آدمو رو کنه که یا اون پنهون بوده یا آدم ازش ، غافل ! یه ور کم توقع ، شاد ، مغتنِم ، آروم و خلاق .. یه مجموعه قابل اعتنا از خوبیهای کمرنگ بوده ی پررنگ شده آدم م
+277 .
بسم اللهوقتی بین خیلی پول و خیلی عشق ، کسی رو مخیر بذاری ، من پول و عشقوتوی ترازوی محک نمیذارم . خود آدمان که مهمن . ممکنه جَوون خیلی عاشق ، معشوق من نباشه ، نه چون آس و پاسه ! که چون اون یکی ، خوشاخلاق ، پاک و درستکارتر باشه شاید ببینی که پول انتخاب شده . این ظاهریه که تو میبینی و باطنش ؟ اینجاست ؛...
+278 .
بسم اللهتلفنی و نه رسمی ، کاری بهم پیشنهاد داده شد و با اینکه معلومه قبولش نخواهم کرد اما .. یه لحظه لبخند زدم .. و ؟ فکمیکنم اون لحظه .. همون یه لبخند ، خیلی چیزارو بین خدا و خودم خراب کرد :(وقتی ا
+279 .
بسم اللهحواشیش به کنار .. متوجه شدیم که پاکبان گفت " بهخاطر ایکه فاصله بگیره .. برا ما ایراد داره " ؟نمیخواس از خودش برونتش .. احتمالا هم بهش برنخورده و حس توهین نگرفته از اون کار .. احساس مسئولیت ،
+280 .
بسم اللهمانی از دسشویی اومدن ، عقبعقب و همینطور که زل زده بود توی چِششون ، دست برد سمت حوله ، از سر جالباسی کشیدش پایین و دو دستی درازش کرد سمت مانی :)..بین وسایلا ، همونیرو میخواد که ممنوعهس ..
+281 .
بسم اللهاز لقمههای خالی قورتداده شده نوشته بودم .. ازونا که خوشمزگیِ بینشون یهو قورت داده میشه و نون خالیش میمونه توی دهن ! از تهلقمههای خالیمونده نگفته بودم ولی . از ساندویچایی که تهش نون خالیه
+263 .
بسم اللهساعت استراحت بین کلاسا ، مربی مهد اومد توی اتاقمون و دست یکی از دختربچههام توی دستش . داش توضیح میداد که انگشتر کوچیک دستش کرده و نتونستن با کف و صابون دربیارن از انگشتش . استادام ریخته بودن
+264 .
بسم اللهبا تمسخر میگف " البته اینایی که توو حوزه خونواده کار میکنن ، خودشون زندگی موفقی نداشتنا "قابل توجیه نیس خب ! آدم ممکنه زمینبخوره و پا که شد به نفرات بعدی بگه " مواظب باشین ، جلوترتون چالهس
+265 .
بسم اللهچن دیقه قبل هی پیامک اومد پشت سر همو ما هی نتونستیم کاری کنیم .. کم بود پول توی حسابش اما به فاصله چند دقیقه کوتاه جلوی چشمون ، حسابش با اومدن چن تا پیامک ، خالی شد ! برج قبلم حقوق دو ماه خوا
+266 .
بسم اللهسه چار سال قبل بود که سر کلاس اون اصرار که خلاصهنویسیاشو تحویل داده و من انکار که حواسم بوده که نداده و گشتم نیس .. اون داش توضیح میداد که دفتره کوچیک بوده و عکس کاندیدای فلان انتخابات روش