+228 .
بسم اللهصبر !گاهی واقعا صبرشاید حلال نباشه . اما تسکیندهنده خوبیه . نمیدونمم واقعا چقد درسته این که گفتم تسکیندهندهس ! فقط میدونم اون حال بیحسیِ تهش خریدنیه .. ته خیلی صبر کردنت .. اون موقع که ز
+229 .
بسم اللههفته قبل مثه دیروز توی جلسهای که طولانیَم شد استادی که کارشون نقد و بررسی کار تحقیقیم بود ، از جسارتم گفته بودن و شجاعت انجام یه کار چالشی ، بعدش ؟ نوبت نقد کردن بود . استفاده از عبارت " اعصا
+230 .
بسم اللهمتأسفانه نسبت بهش دچار سوءظن شدم و میدونم که خوب نیس . شاید بیمنظور حرفشو گفته باشه مثه خیلی وقتایی که خودمم بیکه بخوام کسیرو آزار بدم حرفی میزنم و دلی رو جابهجا میکنم . برای دیگرون پس
+231 .
بسم اللهمانی برام یه تیکه خز هم رنگ خز بافتم پیدا کردن .. بافتی که دو هفته قبل خریده بودم و آستیناش کوتاه بود ! باید یه عمر همه لباسای عالم برات بزرگ باشه که بدونی کوتاه بودن آستین ینی چی و چقد ذوق دا
+232 .
بسم اللهتوی بعضی موقعیتا وضعیت آدم معلوم نیس .. با خودش یا با اون اتفاقه .. الان اینی که اتفاق افتاد خوب بود ؟ این الان تمجیده ؟ ممکنه تهدید باشه ؟ باید شکر کرد بابتش خدارو یا ترسید و پناه برد بهش ؟پن
+221 .
بسم اللهاومده بود کاراشو انجام بدم و چن بار ازم پرسید " شمام حتما میدونین دارن طلاق میگیرن .. اشکال نداره اسم اون بنده خدا توو شناسناممه و بعدا قراره برداشته شه ؟ " و هی گفته بودم " نه اشکال نداره "
+222 .
بسم اللهظهرا که خسته و گشنه برمیگردم خونه ، توان بغل کردن نینوئهرو ندارم .. نه از خستگی .. از گشنگی خودم و بوی زیر گردن نینوئه . هشدار میدم ممکنه نتونم خودمو کنترل کنم و یکی از همین روزا که با نیش باز چسبیده بهم ، یه کم یه کم از زیر گلوش شروع کنم به خوردن و تموم کردن :) + خدا بچههارو خلق نکرد .. دست...
+223 .
بسم اللهمدارکشو آورده بود براش اسکن کنم ، ازش خواستم مدارکو ببره پیش همکارم ، اسکنر ندارم چون .. اتاق همکارم شلوغ بود .. برگشته بود بعدتر که " میشه خودتون اسکن کنین ، نمیخوام دوستام ببینن مدارکو "
+211 .
بسم اللهباید مدال بدجنسترین خوردنی دنیارو بدیم بهش .. نه اون موقع که با سر از شرمندگیِ کاری که کرده پایین انداخته ، یهجوری که از شدت پشیمونیش دلت کباب شه ، داش اقرار میکرد که " اون کارو از قصد نکرد
+212 .
بسم اللهاین بَرّو و دمو دسگاشو با خمیر چینی و گیره لباس و اون یارو ! پلاستیکیه که از دستمال توالت جدا شده و تیر و تخته و قوطی خلال دندون دُرُس کردم .. جا کاغذ و قلمیطور :) همینجوری که بیریخت و با
+213 .
بسم اللهمن ؟ حالاها فکریَم نینوئه چطوری یاد گرفته بگه " مامانی " . بقیهشون این کلمهرو از کجا یاد میگیرن ؟ بقیه نینوها .. یا چطوری بین آدمایی که همشون " مُو " هستن ، " مَنه .. منه .. منه " میکُنه
+214 .
بسم اللهانیمیشنایی که بهم معرفی کرد که " آخر خندهس نگاشون کن " و ندیدم .. عوضش متری شیش و نیم دیدم و لانتوری .. غم با روحیهم سازگار نیس اما واقعیت ، چیزیه که به خودش جذبم میکنه :( قرار باشه بیننده
+215 .
بسم اللهاگه بتونی سالادتو با سس کم بخوری و همون لذتی رو ببری که اگه سسش زیاد میبود میبردی .. نه که اون سالاد لذیذ باشه فقط .. این تویی که یاد داری لذت بردنو :)
+216 .
بسم اللهسر رام در مغازهها باز بود و اجناس چشمک میزدن و وانستادم نگاشون کنم .. همینقد بدبخت و خجالتی و بمیر !آقاهه گف هر کدومو خواستین بردارین اشانتیون و برنداشتم هیچ کدومو :( همینقد بدبخت و خجالت
+217 .
بسم اللهعکس گرفتن از آدمای زندگیم غصهدارم میکنه .. ترسِ از دسدادن اون آدمِ توی عکس" ترسِ از دسدادن " چیزیه که باهاش بزرگ شدم .. و حالا ته موندههای خاکسترای این ترس هنوز غصهدارم میکنه و غمگین + آدم مدام باید بپذیره که اینجاش ، اینجای اخلاقش ، اینجای زندگیش ، اینجای راهش ، اینجای کارش .. اینجای یه چیز...
+218 .
بسم اللهچیزایی که درونم تثبیت شده ، فرمانروای حالای زندگیمن .. هر چی .. هر اخلاقی .. هر ویژگیای .. حکمرانیشونو میبینم و راضیام ؟ بیراه نمیگن و درست پیش میرناما انگار حالاها آسیب بیشتری هم میبینم
+219 .
بسم اللهمیدونس توی اتاقم اومده بود و میزد به در و صدام میکرد .. یه کم که گذش خسته شد از در زدن اما نرفت و موند پشت در .. نشسته بود منتظر و هرازگاهی به زبون خودش صدام میکرد :)من اینور از زیر در نگ
+220 .
بسم اللهنوک پیکان اتهام وقتی سمتم برگشت که جلوی شاهد گرفتن خدا برای حرفای بیاساس ، حاضر نشدم عظمتشو قد کوچیکیِ اتفاق افتاده پایین بیارم ..عوضش الان دارم با یه حفره که خالی شده وسط قفسه سینهم زندگی میکنم و مشتاقم بدونم کی معافم میکنی پس ؟
+174 .
بسم اللهتقریبا شاید دیر یا شایدم نه ! ولی یه موقع میشه آدم خودشو میشناسه دیگه .. هی بیشتر و دقیقتر .. اون موقع حتی اگه وسط دهه چارم زندگیتم باشه اما همین که تونستی بفهمی خودتو باز جای شکر داره :|دقت
+175 .
بسم اللهمثه اون موقع که سیبو گاز زدی و همزمان با گازی که نصفهنیمه مونده ، آب سیبه رو مزه مزه میکنی و با تأمل قورت میدی .. باور کن همینقد خوشمزه و لذتبخشه .. و همینقد دستت بازه برای کیفکردن از