+176 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم اللهبه سیاهی اعتقاد ندارم ، رنگ باشه یا عکس یا شعر .. اما قبلا سروده شدهها گاهی از عمیقترین جای ممکن داد میزنن " همینه ، این از بینهایت احساس کسی اومده که با تو قطعا مشترکاتی داشته .. انقد که ا
+177 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم اللهاون موقعا که مامانا میبردنمون حموم .. آخرش موقع خشک کردن ، حوله میذاشتن روی گوشامون با مکش دهنشون از روی حوله آب گوشامونو خشک میکردنو یادته ؟ لذتشو حس خوبی که داشت و اون یه لحظه خالی شدن ا
+178 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم اللهامشب که سر سفره شام یهو یادش افتاده بودم و تعجب که چرا باید یادش بیفتم ؟ .. و چی ؟ بوی ریحونِ لای لقمهم که توی سرم پیچید ، دوزاریه افتاد :) موقعی که داشتم صفحه اون خانمهرو میدیدم ، همزمان د
+179 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم الله السلام علیک یا سلطان علی بن موسی الرضا عدور برگردون طبرسی .. حرم رضویسلام رسون و دعاگو
+180 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم الله+ عه ! چقد شکمت خالی شده ؟ چند تا بچه آوردی ؟ نوه خالهم بود که منو با خواهرم اشتباه گرفته :)..اینکه روی بنرای دور میدون شهدا نوشته بود " امام گفتوگو " .. " امام مدارا " حس بدی بهم میداد .
+181 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم اللهاتفاقا این روزا میلم نمیکشه به گلفروشیا سر بزنم . رد میشم یا از دور چِشَم میخوره بهشون و از خودم میپرسم " نه ؟ " بی که لازم باشه جواب بدم " نه " . عوضش حال باغچه خوبه و حال ما از خوبیش ،
+182 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم الله الحکیمخالهها سن و سالدار ، کمر خم شده ، دخترخالهها توی سن میانسالی . برمیگردی و عقبی نمیبینی . گذشته یه جوری گذشته و رفته انگار نبوده باشه اصلا . خودم ؟ دیگه از موهای سفیدی که همهجارو گ
+183 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/5/6 | ساعت: 23:32
بسم اللهاز حظی که میبریم :)+ کوتاه نیا از گرفتن حظی که سهم چِشاته
+169 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/26 | ساعت: 2:58
بسم اللهخب من به اتفاقا به چِش استادی نگاه میکنم .. و همیشه سعی کردم شاگردی باشم در حال آموختن . آموختن از خوبیها ، آموختن از بدیها . چه برای خودم اتفاق افتاده باشه یا نه ولی از نزدیک شاهدش باشم ی
+170 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/26 | ساعت: 2:58
بسم اللهظهرا یهجا توی مسیر برگشتم یه تیکه کوچیک گلکاری کنار شهرک ، پره از پروانههای زرد که وول میخورن لای گلا و توی هوا :) خریدنی نیس حس رد شدن از بینشون..شاگردونههه دیرتر اومد سر کلاس .. میگف "
+171 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/26 | ساعت: 2:58
بسم اللهدچار خَلط و اشتباه و عدم تفکیکیم ؟ میشه گفت " دچار" یم ؟ یا فقط گاهی " اتفاقی " میافته توی زندگیمون ، رفتارمون ، نگاهمون ؟ متأسفانه علیرغم خوشبینبودن ذاتیم اما نزدیکم به باور این « دچارشد
+173 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/26 | ساعت: 2:58
بسم اللههمینه .. همه همهش نه البته .. بخشیش همینه .. بخشی از زندگی ع ! عینی که اینجا با اسم پرچنهـ مینویسه .. این ، همه نه ، اما بخشی از زندگی ، آرامش ، مأمن ، دلخوشی و بهشته منه :) این اتاق و این پ
+ 174
◷
تاریخ انتشار: 1398/3/26 | ساعت: 2:58
بسم اللهتقریبا شاید دیر یا شایدم نه ! ولی یه موقع میشه آدم خودشو میشناسه دیگه .. هی بیشتر و دقیقتر .. اون موقع حتی اگه وسط دهه چارم زندگیتم باشه اما همین که تونستی بفهمی خودتو باز جای شکر داره :|دقت
+159 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهسفر که بودیم سه روزی پشت هم بارندگی بود و صدای شرشری که نمیتونستی مقاومت کنی و نزنی بیرون .. اون موقع ، نه .. اما بعد برگشتن فهمیدم اون شب و روزا که با کفشای پارچهای ساعتها زیر بارون تا زیر
+160 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهمثه اونموقع که یهو میبینی یه صفحه توی فالوشدههاته و چی ؟ معلوم نیس کِی با لمس دستت فالو شده بوده ! بعد فکن صفحه ناجوریَم باشه و دوستان و فامیلت فالوکردنشو قبل خودت بفهمن ! یا اونموقع که با
+161 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهاین احتمالا منم .. شاید یا نه ! تکیده و تنها مونده .. و تو اگه نشناخته باشیم نمیتونی متوجه نور پشتسرم بشی .. این احتمالا منم .. شاید یا نه ! با موهایی که سفید شده و پاهایی که کمتوان .. و تو
+162 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهامروز میخوندیم با شاگردونهها که مردی پرسیدهبود : " مؤمن زنا میکنه ؟ " .. و رسول (ص) که جواب دادن : " ممکنه " .. " مؤمن دزدی میکنه ؟ " .. " ممکنه " .. " مؤمن دروغ میگه ؟ "و جواب شنیدن : " نه " + اونی که چیزی از ایمان برای آدم نمیذاره .. اون دروغه .. دروغگویی !
+163 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهاونموقعا که میرفتم آموزشرانندگی از چیزایی که مربی بهش تأکید میکرد این بود که یه نقطه فرضیرو توی دوردست نشونه بذارم و به خودم اجازه ندم حرکت ماشینای دور و ور نگاهمو به سمتشون بدزده . می
+164 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم اللهاین یه واقعیته که خانمای بیمرد .. مرد یعنی همسر .. زیادی آسیب میبینن .. قلبشون و روحشون بیشتر .. ماها چه طلاقگرفته یا شوهرمُرده یا از ازل مجرد ! همین که مرد .. مرد یعنی همسر .. توی زندگیمون
+165 .
◷
تاریخ انتشار: 1398/2/11 | ساعت: 22:19
بسم الله القويدرست است که در درک برخی سؤالاتی که از شما پرسیده میشود نیازمند کمک هستید و باید جملات را آرام و شمرده برایتان بیانکنند و گاهی حتی معنی برخی کلمات را برایتان توضیحدهند اما نگران نباشید