919 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله بابت اتفاقي كه مقصرش نبودي / نيستي .. كه مطمئني از مقصر نبودنت ، نه عذر بخواه و نه خودتو سرزنش كن ! راضي نشو بار اشتباه و گناه ديگراني رو به گردن بگيري كه مسئوليت پذير اگه مي بودن هيچ وقت مرتكب چنين عملي نميشدن + محكم باش :) سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ پرچنگیاش+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶س...
920 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله و باالله از توو هال صداش مي يومد " عددِ .. هفت .. عددِ .. هفت " .. علي اومده ميگه " ميدوني داره چيكار ميكنه ؟ " رفتم توو هال .. پوم پوماي آبي رو از توي پلاستيكش درمياورد و ميگرفت سمت بيننده هاي خياليش " عددِ .. هفت " يكي بعدي " عددِ .. هفت " :))))))) يه موقعم ژنهايي كه نه برترن ، نه ضريب هو...
921 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله آدم فك ميكنه اگه بخوادش ، يا وقتي انتخابش كنه ، ديگه همه چي تمومه .. تو كارتو كردي ، خواستي و تموم .. تموم ؟ انتخاب كردنش تازه اولشه .. اول ادعايي كه يا الله ثابتش كن .. برام انتخاب كردنش اينجوري بود . خواستمش ، عميق ، خالص ، اختياري . دو راهي هاييم بود . بي كه فكر كرده باشم و مردد شم ، رفت...
922 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله المميت دلم ميخواس سرويس آشپزخونه شو خودم بدوزم .. مدلاشو مرور كرده بودم و يادداشت برداشته بودم چي لازمه .. دوس داشتم ذوق ست كردن پارچه ها و توراش و خريدش برا من باشه .. كه نشد .. حالا نميميرمم كه چرا رفتين بازاري خريدين و نذاشتين من بدوزم .. كه ميدونم به خاطر خودم بوده كه اذيت نشم با اين چر...
923 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله الستار به محض ورود به خونواده جديدش ، چادرِ زوركي رو از سر دخترك به تكليف نرسيده درآورد كه به وقتـش برتري و بهتر بودنِ پوشيدگي رو يادش بده + تو فشار مياري و اون بچه ست و گوش ميده چون مجبوره .. فرداش اما ، دخترك بزرگ شده و خودش تصميم ميگيره .. با ذهنيت سياهي كه با عمل تو از دين و مذهب داره +...
924 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله العليم آدم سنش كه بالا ميره ، علايقش عوض ميشه ، اهدافش ، عقايدش .. و شايد گاهي خودش ! اينجوري ميشه كه گذشته ملاكِ قضاوت نيس و ازونجا كه آينده هنوز نيومده تا معلوم شه موندني هستي يا گذشتي از خيلي چيزا .. حال ت نميتونه ملاك برتريت باشه كه ! + بنده هاي خدا رو چنان ببين كه شايد مقرّب باشن و تو ...
925 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/10/10 | ساعت: 18:48
بسم الله با گفتن " إي ، دو بار .. دفعه بعد گِنده ش ( ضايع ) مُكُنم " اخطار جدي داد كه حريم داره شكسته ميشه ها ! قبلترش توو آشپزخونه بهم گفته بود " اگه آدم بي ادبي آمد برات ، تو ردش كن " يكي از دلنگراني هام باز شدن پاي آدميه به زندگيم / مون كه خيلي عزيز باشه اما حد نشناس .. قاطي شو .. احترام نذار .. ...
907 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
907 . كيف سه زيپه :) دو تا كيفي كه با بلوزاي هاني دوختم :)) آخري ساك پوشك ني نيه س ، كوچيك و دم دستي ^___^سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ پرچنگیاش + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۶ساعت 21:25 توسط پُرچِنهـ هه |
908 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله الشكور صبا تا آخرين لحظه اگه نخوابمم اما از زير رو انداز چِل تيكه بيرون نميام كه مجبور باشم با آژانس برسم به كلاس :) رسيده به روزاي سردِ استخون سوز چون . سر صب رفتم بالا و دخترا جير و پير " خانووووم مياييم پايين " يعني كلاسشون پايين برگزار ميشه . چفت هم و گُلّه شده كنار بخاري . خودم ؟ كنار ...
909 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله الحنان ميخواد شناسنامه شو عوض كنه چون اسمي توشه كه نميخواد ديگه باشه ! علتش چي ميتونه باشه ؟ فرار از اتفاقي كه افتاده يا خاطر همسر جديد رو جمع كردن ؟ اگه علتش دوميه ميشه با ارفاق ! تأييدش كرد اما اگه قصد فرار داري ، با خط زدن يا محو كردن ، ميشه از اتفاق افتاده گذشت ؟ پذيرش و كنار اومدن باها...
910 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله الحفيظ بعد امشب كه كنار آقا رضا دراز كشيده بودم توي صورتش و بيشتر لباش ، ميم و ميديدم دوباره شد بود دو - سه ساله .. اون بعد از ظهريه احتمالا قبل از دهه هفتادي ! كه مامان سپردنش بهم كه دم در مواظبش باشم .. پنج تا بچه قد و نيم قد بوديم اون موقع و علي و امين كه زود فوت كرد ، شير زد بودن و بعدِ...
911 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله وقتي كسي ، چيزي ، شرايطي ، مسئوليتي رو انتخاب كردي يا پذيرفتي .. انتخاب تو ديگرانو ملزم به كاري ، تعهدي ، پذيرشي ، مسئوليتي نمي كنه .. حواست هست ؟ + قبلِ هر انتخاب فكراتو بكن و اگه بدون فكر انتخاب كردي ، به هر حال تويي كه انتخاب كردي ! چاره ش كن لطفا :)سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ پرچنگیاش
912 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله المصور به قصد خريد دستكشو پاپوش برا آقا رضا رفته بودم و گلدون برا مامانش .. گلدون نارنجي - كه به نظرم زرد مايل به نارنجي باشه :) - رو داد دستم ، ازش خواستم رنگشو عوض كنه .. يه جور " به چي بد سليقگيه " :| بدي توي لحنش بود وقتي تند برگشت سمتم و پرسيد " قرمز ؟ " من البته سرخابي ميبينمش .. سرخا...
913 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله المجير تو درد اين حرفو نميفهمي وقتي نوشته باشم " از روي بالا رفتن تعداد فالو كردناتم حال بدتو ميفهمم " اين بار كه سعيمو ميكنم خفه شم و ديگه نباشم ، تو درد اين خفگي رو نميفهمي مثه هيچ وقتِ ديگه .. مثه هر بار كه فكر خوشي به سرم رسيده نرسيده .. ذوقم هنوز نيومده ، خشك شده و پرسيدم " پس تو چي ؟ ...
914 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله المحيي ياسي كه خشك شده بود برگاش و رُزه كه تنه ش سبزه اما لخت و عور ، جوونه زدن .. روو همون شاخه هايي كه فكرده بودم خشك شدن و از بيخ ريشه از دور ، چِشم خورد بهش .. يه زائده كوچيك سبز توي آب ؟ اشاره كرده بودم " ماماااان ، ببينِــــــــن .. جوانه زدهــــــ " .. بامبويي كه يهو دو ماه پيش شروع ...
915 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله الحي ساعت استراحتِ بين كلاسا ، استاد اخلاقمون خواهرمو ديدن " عروووووس خانوووم ! لي لي لي " :)) همينقد ثبات شخصيت دار ، هستيم ما خانوما .. در هر حد و طبقه و سواتّي ، خلاصه ش لي لي لي كن و كِل بكش :))) بعد دو هفته توي آب موندن و مدام آبشونو عوض كردن ، ديگه هم خشك شده بودن گلا و هم ساقه هاشون ...
916 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/30 | ساعت: 11:49
بسم الله الرحمن آدم فك ميكنه مثلا كاراي عزيزشو كمتر كنه يه كم خوبه ! از هيچي بهتره خب . بساط نصفه نيمه ناهارو بار بذاره مثلا . بپرسه ه ِ كوچيك شيفت ظهره يا صبح ؟ مياد برا ناهار ؟ توو سرش نقشه خريدِ معلوم نيس كِي اما دير نشه بكشه . حواسش باشه علي فقط سينه مرغ ميخوره كه . بره مامانِ خوابشو ببوسه و زهر...
895 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 15:30
بسم الله المقیت توي مبارزه و جنگيدن ، بيشتر از هر كس ديگه اي خودتي كه تحليل مي ري و ذره ذره نابود مي شي . عكساي پروفايلا و پستا ، نوشتنيا و خوندنيات ، تا وقتي آي نفس كش باشن و طعنه و تيكه ، تو در حال جنگيدني .. مبارزه بناي نق و نوق گذاشتن و گله و زيرآب زني كه كارت بشه ، تو در حالي جنگيدني .. مبارزه ...
896 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 15:30
بسم الله الودود صبای یشنبه دیرتر کلاسم شروع میشه و خلوت ترم . انقد که هوس آب دادن باغچه بکشه به کاشتن پاییزی و شُکر شه به سلامتی نفسایی که میاد و ریه ها رو از حمد تو پُر میکنه .. الهی شکر که خواستی نفسمون توی هوای عاشقی خودت چاق شه و وام دار غیرت نباشه .. الهی شکر که فرصتت رسیده به قسمتمون یا قسمت م...
897 .
◷
تاریخ انتشار: 1396/9/11 | ساعت: 15:30
بسم الله المنیع هر اتفاقی ، فرازای متفاوتی توو دل خودش داره . امید ، حرکت ، ترس ، انفعال ... الان دقیقا جایی واستادم که بین شک و یقین یه تار مو فاصله س . یه لحظه ت ، متمایل به سمت سقوطه و یه لحظه ت ، پَره پرواز . لحظه توکل دقیقا اون موقع س که محکم واستاده باشی روی همین مرز باریک ، دقیقا روی روش . که...